تبليغاتX
برگ‌دان

وب‌نویسیِ پوریا فلاح

 

  از سری نشست­های نقد چهارشنبه، نشست نقد و بررسی کتاب "این برف کی آمده ..." نوشته "محمود حسینی زاد" عصر روز چهارشنبه 21 دی ماه با حضور نويسنده و جمعی از نویسندگان و منتقدان ادبی ، در محل کتابسرای روشن برگزار گردید.

در ابتدای جلسه سیروس نفیسی منتقد و مجری جلسه به معرفی نویسنده پرداخت و گفت: "این کتاب دومین مجموعه داستان حسینی زاد است. اولین کتاب این نویسنده در سال 84 با نام "سیاهی چسبناک شب" منتشر شده است و ایشان یک مجموعه داستان دیگر و یک رمان را هم در دست چاپ دارند. البته در گذشته عمده فعالیت حسینی زاد در زمینه ترجمه از زبان آلمانی بوده است و ترجمه نمایشنامه آلیس از ایشان برنده جایزه روزی روزگاری شده. همچنین پیش از انقلاب جوایزی را در ارتباط با نمایشنامه های تالیفی شان کسب کرده اند."

پس از این معرفی کوتاه، حسینی زاد داستان "این برف کی آمده ..." را که نام کتاب هم از این داستان انتخاب شده است برای حاضران خواند.

تهیه گزارش: احسان عسکریان


ادامه مطلب
+تاریخ جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 17:36 نویسنده پوریا فلاح |

                       

                          امروز دومین سال روز درگذشت محمد ایوبی بود

          

                        یادش را گرامی می داریم 

 

 

 

  همسر محمد ایوبی گفت: دوست دارم كتاب‌های محمد ایوبی چاپ شوند تا اسم او اگر فراموش شده با این آثار جاوید شود. " متن کامل مصاحبه :  اینجا  "

 

+تاریخ سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 0:18 نویسنده پوریا فلاح |

 

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «کشف لحظه» که شامل مجموعه داستان‌های کوتاه کوتاه و در واقع گزیده‌ای از آثار 100 داستانک نویس‌ در مسابقه‌ای به همین نام - که دو سال پیش در مجموعه فرهنگی، هنری تهران برگزار شد، عصر روز جمعه 9 دی در پاتوق ادبی کافه گارنو رونمایی شد.

مراسم رونمایی از این کتاب با حضور جمعی از داستان‌نویسان از جمله «محمدحسن شهسواری»، «امیر احمدی آریان»، «بلقیس سلیمانی» و «سیدرضا شکراللهی»، «علیرضا محمودی ایرانمهر»، «آیت دولتشاه»، «پوریا فلاح» و نیز تعدادی از شرکت کنندگان مسابقه «کشف لحظه» برگزار شد.

به نقل از مهر: اینجا

 


ادامه مطلب
+تاریخ یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 23:51 نویسنده پوریا فلاح |

 

یادت هست! وقتی گفتم: کریسمس مبارک؛
انگشت کشیدی زیر چشمم، هنوز زخم بود؛ اما نرمای پوستت نگذاشت درد را بفهمم. راستی الان کجایی ماریا! هنوز هم کنار گل بوته های وحشی می نشینی، با آن دستمال ساتن سفید. هنوز هم عرق می ریزی برای لذت دادن، در آن طبقه ی غمگین چهارم اتاق هفت.
آخ! ماریا ماریا... 
اعتراف میکنم لحظاتی می خواستم جای خانعلی باشم در آن اتاق هفت.

 

 

 

 

 

+تاریخ دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 2:41 نویسنده پوریا فلاح |

                 

                  در زمان نگارش به مخاطب فكر نمي‌كنم


خليل رشنوي

تهران امروز
/۲۳آبان


پوريا فلاح متولد 56 و ساکن تهران است. اولين مجموعه داستان او با نام «کريسمس مبارک ماريا» توسط نشر افراز در اواخر سال گذشته به چاپ رسيده است. اين مجموعه شامل 16 داستان کوتاه است که مجموع آنها کتابي يکصد و بيست صفحه‌اي را تشکيل داده‌اند. فلاح در زمينه فيلمنامه نويسي نيز فعاليت دارد و فيلمنامه «سربازان اعدام» او در شبکه چهارم سيما توليد و پخش شده است. او در چندين جشنواره از جمله جشنواره داستان نيمروز زاهدان و کشف لحظه برگزيده و در چندين جشنواره نيز به عنوان داور مشارکت داشته است. پوريا فلاح بعد از اتمام رمان اول با نام موقت «خودکشي نهنگ ها» به تازگي نوشتن رمان دوم خود را آغاز نموده است.

 امروزه مجموعه داستان‌هاي زيادي منتشر مي‌شود که عنوان خيلي از آن‌ها به ظاهر شهري و شايد تا حدودي روشنفکري است . همين داستان‌هاي کافه‌اي که هر سال تعدادي از آنها چاپ مي‌شود نمونه بارز اين کتاب‌هاست. انگار جنس اين عنوان‌ها با ايراني بودن ما چندان سازگار نيست و آدم احساس مي‌کند نويسنده آن به فرهنگي بيگانه تعلق دارد. نمي‌خواهم داستان شما را به اين عنوان‌ها متهم کنم. اما راستش عنوان کتاب ناخودآگاه من را به ياد اين موضوع مي‌اندازد. شايد خودتان هم به اين موضوع واقف باشيد ولي باز هم اين عنوان را براي کتاب خود برگزيديد. چرا؟ 

من زياد به اين چيزها که گفتيد اهميت نمي‌دهم. اگر نام کتاب را «کريسمس مبارک ماريا» انتخاب کردم دلايل کافي براي اينکار داشتم. شايد اسم يکي ديگر از داستان‌هاي مجموعه را هم مي‌شد انتخاب کرد ولي باز هم اين داستان در دل مجموعه وجود داشت. اسم ماريا نه ادا بود ونه اطوار. يک شخصيت بود در اين داستان که بسيار هم پر رنگ است. حوادث داستان هم در ايام کريسمس اتفاق افتاده است. حس خوبي به اين داستان داشتم پس بدون اهميت دادن به هيچ چيز ديگري آن را به عنوان نام مجموعه داستانم انتخاب کردم. 

 ...

                        چاپ در روزنامه تهران امروز مورخ ۲۳ آبان--->> اینجا



 


ادامه مطلب
+تاریخ چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 1:35 نویسنده پوریا فلاح |